مرتضى مطهرى

319

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

باعظمتى به وجود آوردند ، ولى در علوم و فنون و صنايع و ادبيات ابداً چيزى ايجاد نكردند و به گنجينهء علوم و معرفتى كه از طرف اقوام ديگرى كه ايرانيان جاى آنها را گرفته بودند [ باقى مانده بود ] چيزى نيفزودند . . . ايرانيان خالق نبودند بلكه تنها رواج دهندهء تمدن بودند و از اين قرار از لحاظ ايجاد تمدن اهميت آنها بسيار كم بوده است . » « 1 » كلمان هوار ، مورخ فرانسوى مؤلف كتاب ايران باستانى و تمدن ايران مىگويد : « ايران مملكتى بود نظامى كه چه علوم و چه صنايع و فنون محال بود در آنجا نشو و نمو نمايد و پزشك يونانى كه در مدارس مناطق مديترانه تربيت مىشد تنها نمايندهء علوم در ايران بود ، همچنانكه هنرمندان بيگانه از قبيل يونانيان و اهالى ليدى و مصريها تنها نمايندگان صنعت و هنر در آن مرزوبوم بودند و هكذا مستوفيها نيز كلدانى و آراميهاى سامى نژاد بودند . » « 2 » ژ . راولينسون در كتاب سلطنتهاى پنجگانهء بزرگ عالم مشرق زمين گفته است : « ايرانيان قديم ابداً كمكى به ترقى علم و دانش ننمودند . روح و قريحهء اين قوم هيچ وقت با تحقيقاتى كه مستلزم صبر و حوصله باشد ، با تجسسات و تتبعات و كاوشهاى پرزحمتى كه مايهء ترقيات علمى است ميانه نداشته است . . . ايرانيان از آغاز تا پايان سلطنت و عظمتشان ابداً التفاتى به تحصيلات علمى نداشته و تصور مىنمودند كه براى ثبوت اقتدار معنوى خود همانا نشان دادن كاخ شوش و قصرهاى تخت جمشيد و دستگاه عظيم سلطنت و جهاندارى آنها كافى خواهد بود . » « 3 » شك نيست كه اين گونه اظهار نظرها يك بدبينى و سوء ظن بى جا نسبت به قوم ايرانى است . گذشته از اينكه اين گونه معرفى و توصيف ايران قديم ( ايران قبل از اسلام ) مبالغه آميز به نظر مىرسد ( ما در بخش بعد دربارهء اصالت تمدن ايرانى بحث خواهيم كرد ) ، نمىبايست نقص كار را از نقص استعداد ايرانيان بدانند و گناه رژيم موبدى را به گردن استعداد ايرانى بيندازند . دليل مطلب اين است كه همين قوم در دورهء اسلام استعداد خويش را در كمك به فرهنگ و تمدن به حد اعلى ارائه داد .

--> ( 1 ) . خلقيات ما ايرانيان ، ص 93 ، اثر سيدمحمدعلى جمال زاده ، نقل از كتاب تمدنات قديمى گوستاو لوبون . ( 2 ) . همان ، ص 108 . ( 3 ) . همان ، ص 81 و 82 .